اردكانى / ذوالفقارى / تركى / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى

2

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى )

1 - 1 - طب در دنياى قديم انسان اوليه از زمان غارنشينى برحسب غريزه دريافته بود كه چگونه مىتواند زخم‌هاى خود را كه بر اثر افتادن ، برخورد با اشياء برنده يا حمله موجودات درنده به وجود مىآمد ، درمان كند . بشر اوليه كه توانسته بود از تجارب و مشاهدات خود براى رفع نيازهايش استفاده كند ، كم‌كم به فكر افتاد كه از دانش خود به منظور بهبود زندگى خانواده و قبيله‌اش استفاده كند ؛ زيرا دريافت كه اين عمل براى حفظ بقا و صيانت نفس لازم است . مرد يا زن دانشمند قبيله كه از طريق تجربه يا از اجدادش معلوماتى در مورد گياهان شفابخش كسب كرده بود ، به بالين بيماران و مجروحان فراخوانده مىشد و ضمن مراقبت از آنان ، داروى لازم را براى بيمار تهيه مىكرد . گمان مىرود كه استفاده از دارو و درمان تا اين مرحله ، در حدود 400 قرن پيش در ميان غارنشينان معمول بوده است . براى بشر اوليه درك علت بيمارى و مرگ ، غير ممكن بود و به ناچار دليل آن را وجود ارواح خبيثه و شيطانى مىدانست . وى چنين مىپنداشت كه ارواح خبيثه به سبب گناهان فرد وارد بدن مىشوند و گناهكار را دچار خاموشى مىكنند و بدين دليل براى مقابله با ارواح موذى به سلاح سحر و جادو متوسل مىشد . در چنين شرايطى " ساحر طبيبان " قدم به عرصه‌ى وجود گذاشتند . آنها براى راندن ارواح خبيثه به طلسم ، دعا ، رقص و . . . متوسل مىشدند . اين اعمال غالبا موجب تقويت روحيه ، اميدوارى و درنتيجه ، بهبود حال بيمار مىشد . چنانچه معالجه با شكست مواجه مىشد ، ساحر طبيب براى تبرئه‌ى خود ، بيمارىزا به عوامل بسيار قوى منسوب مىكرد كه مبارزه با آنها خارج از قدرت